صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )

15

فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )

زمستان از سرما مىلرزيد و حاضر نبود كه از بيت المال براى خود چيزى زياده بردارد ، حتى در بيت المال چيزى نگه نمىداشت . هر روز جمعه اموال بيت المال را به نيازمندان مىبخشيد ، سپس آن را جاروب مىكرد و بر جاى آن نماز مىخواند . وقتى كه به بيت المال در مىآمد و آنجا پاره‌هاى سيم و زر را مىديد ، زير لب زمزمه مىكرد : اى زردها و سپيدها ، ديگرى را فريب دهيد ، خداوند به من نيكى مىكند و از فتنه شمايم نگه مىدارد « 1 » . در نظر او حسب و نسب اهميت نداشت ، آنچه مىتوانست موجب مزيتى باشد ، تقوى و سابقه مسلمانى بود ، از اين رو به انصار و سابقين بيش از اشراف و اعيان قريش اهميت مىداد ، حتى در تقسيم عطا بين اشراف قريش با « موالى » عجم تفاوتى قائل نمىشد . اين مساوات جوئى او ، بزرگان عرب را به خشم مىآورد ، وقتى به او اعتراض مىكردند ، مىگفت : از من مىخواهيد پيروزى و برترى را با جور بدست بياورم « 2 » . اكنون با توجه به خصوصياتى كه برشمرديم ، اجمالا روشن مىشود كه على ( ع ) در شورايى شركت داشت كه نه تنها با اعضاى آن همگونى و اشتراك هدف نداشت ، بلكه كاملا از آنها بيگانه و جدا بود . چنين شورايى كه از طبقه اعيان و اشراف و تجار بزرگ تشكيل يافته و خواهان امتيازات طبقاتى و اجتماعى است ، بديهى است كه به خلافت على ( ع ) رضايت نخواهد داد ، چرا كه على ( ع ) دشمن سر سخت نابرابرىها و منادى به حق مساوات و برابرى است . بدين جهت بود كه هيچيك از اعضاى شورى از على ( ع ) حمايت جدى نكردند لذا طلحه به نفع عثمان ، سعد بن ابى وقاص به نفع پسر عمويش عبدالرحمن و زبير ( بخاطر خويشاوندى ) به نفع على ( ع ) كنار رفتند و نهايتا اعضاى شورا به سه نفر ( على ، عثمان و عبد الرحمن - داماد عثمان - ) تقليل يافت . در اين هنگام عبد الرحمن با اذعان به اينكه على ( ع ) شيوهء شيخين ( ابو بكر و عمر ) را نخواهد پذيرفت خلافت را به شرط رعايت كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) و شيوهء شيخين به او پيشنهاد كرد ، على ( ع ) كه طى دوازده سال تغييرات غير قابل قبولى را نه تنها

--> ( 1 ) عقد الفريد 2 / 279 ( 2 ) الكامل ، مبرد ، 2 / 54 - خطبه 126 نهج البلاغه فيض الاسلام .